قبایل بدوی عقایدی کهن داشتند که برخاسته از حس فطری خداجویی در میان آنان بود؛ این عقاید که در ادوار مختلف به صورت مانا، فتیش، آنمیزیم، سحر و جادو، آیین قربانی و توتم جلوه گر شده است، در طی فرایند فطری، اعتقادی و ذهنی بشر پیدا شد. این عقاید پس از جلوه در آیین ها و ادیان مختلف، در گسترۀ تدریجی تکامل خود بر زندگی امروز بشر نیز سایه افکنده است. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی براساس منابع کتابخانه ای انجام شده است. در این پژوهش، همسانی صوری که به دنبال اشتراک لایه جمعی ذهن ناخودآگاه و با نگاه محدود و ذهن محصور بشر آن روزگار تحلیل شد و در صورت اعتقادی بنیادین قرار گرفت. در بین این باورها به فتیش، توتم و سحر و جادو بیشترین توجه را داشته است که برخی با حفظ نام و نشان خود در اساطیر و حماسه های ایرانی راه یافته است. در این روند برخی از باورها بدون یادکردی از پیشینه شان در باورهای عامیانه، نشانی پررنگ دارد که بعضاً با مطالعات ژنتیکی و روان شناختی از حیطۀ خرافه به دنیای علم کشیده می شوند. در این تحقیق سعی بر آن است که پس از بیان باورهای کهن بدوی به نشانه های آن در روایات ودایی، زردشتی و اساطیر دیگر اشاره شود و علت همسانی آن ها مورد بررسی قرار گیرد.اهداف پژوهش:بررسی باورهای کهن بدوی در روایات زدشتی.بررسی باورهای کهن بدوی در شاهنامه با تأکید بر شاهنامه مصور کتابخانه پاریس.سؤالات پژوهش:باورهای کهن بدوی در روایات زدشتی چگونه منعکس شده است؟باورهای کهن بدوی در شاهنامه با تأکید بر شاهنامه مصور کتابخانه پاریس چگونه بارتاب یافته است؟